احساس حضور تو
دینای عزیزم پارسال 1همچین روزی فهمیدم که تو در وجود منی. از دانشگاه برمی گشتم.فکر کنم روز 2 یا 3 ماه رمضان بود.اول رفتم زولبیا و بامیه خریدم بعد هم رفتم از داروخانه بیبی چک گرفتم.اومدم خونه ساعت 7بود.تا از بیبی چک استفاده کردم به 10 ثانیه هم نرسید که 2تا خطش قرمز شد.نمی دونی چقدر خوشحال شدم.اون شب با بابایی کلی جشن گرفتیم و از تو حرف زدیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


احساس حضور تو
